حاج قاسم و پدرشان
کتاب از چیزی نمی‌ترسیدم

مشکل گشا (از چیزی نمی‌ترسیدم: قسمت ۵)

 شبهای جمعه، من قصه مشکل‌گشا را برای خانه خودمان و دیگر همسایه‌های اقوام می‌خواندم. بعضی‌ها بعد از تمام شدن قصه، نخودچی کشمش و برخی‌ها که